Lost Highway


من تو را دوست نداشتم آن طور که تو مرا دوست داشتی

حرفم را باور کن

تو گفتی من تو را آن طور که من تو را دوست دارم دوست نداری

اما من تو را آن طور که تو مرا دوست نداشتی دوست نداشتم

گفتم که بدانی

من تنها دوست داشتن را دوست داشتم که تو آنرا دوست نداشتی

دوست من / من تو را دوست نداشتم / احترام می گذاشتم

دیر به حرف می آیم اینجا

***

پ.ن : دوست دارم هرکی که اینجا میاد هنوز یه کامنتی بده ببینم چقدر توی دنیایی که فیس بوکی شده هنوز وبلاگم زنده است

شروان آبان 1390/شهریور 1382


Morteza & Shervan

«خداحافظ»

دیشب خیلی خسته بودم، واسه همین تصمیم گرفتم زودتر بخوابم. تازه چشمم رو هم افتاده بود که یه دفعه از خواب پریدم. از رختخواب بلند شدم و دیدم همسایه پایینی مهمون داشته و حالا هم دارند تشریف می برند.



تو مراسم و مهمانی ها به محض اینکه اعلام رفتن کنیم، خداحافظی ها از همون کف زمین که نشستیم شروع میشه و تا چشم کار میکنه، تا جایی که همدیگه رو اندازه یه مورچه می بینیم، ادامه پیدا میکنه:



خب احمد آقا ، صغرا خانم!



“خیلی زحمت دادیم، با اجازه تون از حضورتون مرخص میشیم.”


با گفتن یه همچین جمله ای، تراژدی سریال یانگوم وار خداحافظی شروع می شه. بیشتر از چهل بار توی خونه یارو خداحافظی می کنیم. حالا حساب کنید مثلا ۶ نفر آدم اومدن مهمونی و حالا دارن می رن بیرون. به طور مستمر و بی وقفه همه می گن:



«خداحافظ»



صاحب خونه بدبخت، پس از کلی پذیرایی و دولا و راست شدن حالا باید به اتفاق اهل و عیال بره دنبال مهمون ها، مستمراً جواب خداحافظیه اونا رو بده:



“خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ ، قربون شما ، خداحافظ ، خداحافظ ، ببخشید بد گذشت، خداحافظ ، خداحافظ…”



حالا اومدن دم در:



” … خب اصغر آقا ببخشید مزاحم شدیم ، تو رو خدا شما هم یه شب تشریف بیارین.



“خداحافظ ، خداحافظ ، چشم، حتماً مزاحم میشیم، سلام برسونین ، خداحافظ ، خداحافظ…”



توی این دسته اگر تعداد خانم ها از دو نفر بیشتر باشه که دیگه واویلاست. تازه دم در خونه یادشون می افته دستور پختن قورمه سبزی و رنگ موها و آخرین خریدها و جدیدترین دکوراسیون رو به هم بگن و تو تمام این مدت صدای دلنشین «خداحافظ ، خداحافظ» مرتباً به گوش می رسه.



حالا همه سوار ماشین شدن و سرنشینان از چهار طرف ماشین تا کمر بیرون اومدن و دارن دست تکون می دن:



“خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ “



راننده هم برای عرض ارادت اون موقع شب ۵ تا ۶ بوق به معنی «خداحافظ» برای مستقبلین میزنه.



حالا دیگه ماشین رسیده ته کوچه و این بار دیگه فریاد می زنن:



“خداحافـــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــظ…”



آخه یکی نیست بگه مگه میخواین برین سینه کش قبرستون که دل نمی کنین از هم!؟



تازه فردا ساعت ۱۱ صبح یکی از خانم هایی که دیشب مهمون بوده زنگ میزنه به صغرا خانم و میگه:



“صغرا جون ممنون بخاطر پذیرایی دیشب؛ والله زنگ زدم بگم دیشب این بچه ها حواسم را پرت کردن یادم رفت ازت خداحافظی کنم!!!”‬


Morteza & Shervan

حسین

 

حسین هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

ستار گلمکانی صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، یکماه تکیه راه می‌اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می‌مالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!


حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

قدرت سامورایی! شب ها در تکیه لخت می‌شود و میانداری می‌کند و روزها مردم را لخت می‌کند و زورگیری ...!


حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...


فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می‌کند و آخرین ورژن! پوسترهای علی‌اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!


حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...


آقای صولتی تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می‌کند و تا آخر سال هم مشتری‌هایش را!


حسین (ع) هنوز مظلوم است


چون وقتی محرم می‌آید...


قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می‌زند و علم می‌کشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی‌افتد!


حسین (ع) هنوز مظلوم است


چون وقتی محرم می‌آید...


سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دسته‌های عزاداری اسفند دود می‌کند!

حسین (ع) هنوز مظلوم است


چون وقتی محرم می‌آید...


نیما پشت ماکسیمایش می‌نویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی! سگ ۱۱ماهه‌اش دور نمی‌شود!


حسین (ع) هنوز مظلوم است


چون وقتی محرم می‌آید...


حاج منصور مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی حقوق 250 روز یک کارگر را می‌گیرد!

حسین (ع) هنوز مظلوم است


چون وقتی محرم می‌آید...

جباری رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر! ۳۰شب شیر صلواتی به خلق خدا می‌دهد و ۳۳۵ روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را می‌دوشد!


حسین (ع) هنوز مظلوم است


چون وقتی محرم می‌آید...


به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما می‌گرید!


حسین (ع) هنوز مظلوم است



چون وقتی محرم می‌آید...


حاج آقا کلامی، ۹شب مردم را به تقوی دعوت می‌کند ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبر با هیت امنا دعوا می‌کند!

حسین (ع) هنوز مظلوم است


چون وقتی محرم می‌آید...

هیت امنای مسجد ...علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع می‌کنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه می‌زنند و گریه می‌کنند !


حسین (ع) هنوز مظلوم است


چون وقتی محرم می‌آید...

کل یوم عاشورا


یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه


کل ارض کربلا

یعنی...چند مسجد و چند تکیه !

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد


او هم می‌رود

تا سال بعد !

تا یاد بعد

عکس از علیرضا جلالی


Morteza & Shervan

 

blank


Morteza & Shervan

برای آیلا صیادی

Aila Sayyadi

با دوباره خوانی ایمیل هات  در حال هوای پروژه ی پایانی و با صدای نازک دایدو... دوباره یاد تو افتادم ای دختر اخمویی که پر انرژی بودی... این چه فصلی از زندگی من بود؟ و چرا با اینکه برایم مرده ای باز هم به یادت می افتم...آیلا صیادی حتما دوست نداری اسمت اینجا نقش ببندد اما هیچ ربطی به تو نداره که من چه می نویسم و از که می نویسم که من از یک مرده حرف می زنم... یاد روز های آخرمان افتادم که چقدر له شدم و ایستادم...ایستادم برای تو تا گذر کنی از روزگار ...یاد بابل افتادم...روز های آخر...فارغ شدن...دلتنگی های یک پسر همیشه تنها در بابل ماند... در آن میدان حمزه کلاه...دانشکده فنی...چقدر از بابل بدم می آید و عاشقش هستم ... دخمه ی نمور تنهاییهام , اتاقم. آیلا آیلا آیلا... کاش می شد موجودیتت را در ذهنم پاک کنم...این وبلاگ عجب دنیای دیگری دارد برای من... همچون ماشین زمان مرا به سال ها قبل می برد...دلم برای خودم عجیب می سوزد... هر چند خیلی وقت است که تنها نیستم اما دلم برای آن زمان خودم عجیب می سوزد. تنها آرزویم برای تو اینست که آن روزهای مرا با پوست و استخوان تجربه کنی. ...با پوست و استخوان تجربه کنی. همین/


Morteza & Shervan

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

Morteza & Shervan


نویسندگان
Morteza & Shervan

 

آنچه می نویسم,من هستم و آنچه من هستم,نوشته نمی شود

Shervan


آرشیو من


لینک دوستان
  ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
لینک های روزانه
فناوری اطلاعات
پردیس من


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0